loading...

عشق و ازدواج

حتما پيش ازدواج در دوره دوستي ، نامزدي و يا عقد مطالعه كنيد

بازدید : 36
پنجشنبه 2 بهمن 1399 زمان : 17:01

انزال زودرس | درمان زودانزالی
معالجات پزشکی برای درمان زودانزالی شامل یک سری گزینه است. هرگونه بیماری جدی اولیه پزشکی ( مثل آنژین ) باید درمان شود .برای اهداف بحث زیر، مرد سالم در نظر گرفته می شود و تنها مشکل او فرض می شود که زود انزالی است. علاوه بر این مشکلات نعوظ نیز ( مثل اختلال درعملکرد نعوظ ) باید درمان شود. بر این اساس انتظار می رود شیوه های گوناگون می توانند کار آمد باشند و موفقیتی عالی به همراه داشته باشند . بنابراین، درمان اختلال عملکرد نعوظ به صورت گذرا مورد توجه قرار می گیرد.
برای دستیابی به بهترین نتیجه و دستاورد ، شریک زن باید بطور کامل در جلسات درمان و مشاوره حضور یابد. درمان دارویی ممکن است حاوی مهار کننده های باز جذب سروتونین و یا کرم های ضد حساسیت باشد.مراقبت های سر پایی می توانند برای شرایط بالینی مناسب باشند.

مطالب مرتبط:
تفاوت بین رابطه جنسی و عشق در مردان

اقدام به عمل جراحی
درمانی با پیشنهاد عمل جراحی برای درمان زود انزالی وجود ندارد.
پیش از روش های غیر جراحی کارآمد برای درمان اختلال در عملکرد نعوظ، امکان داشت بیماری که مشکل زود انزالی داشت، مشکلش به اشتباه اختلال درعملکرد نعوظ تشخیص داده شود، که امکان داشت مواردی را تحمل کند که باعث می شد به دلیل تشخیص اولیه اشتباه، نتایج ناخوشایندی بدست بیاید. در این سناریو بیمارمی تواند در رابطه جنسی درگیر شود، چون فرو کردن آلت تناسلی نعوظ کافی را فراهم خواهد کرد، اما او هنوز هم تمایل داردکه دیرتر به اوج لذت جنسی برسد.
در حال حاضر ، ایمپلنت آلت تناسلی بسیار کم تر به کار می رود و با استفاده از درمان های غیر جراحی برای اختلال نعوظ، هرگونه آسیب دائمی ناشی از تشخیص اشتباه نارسایی نعوظ به جای زود انزالی بعید است.

درمان زود انزالی

مشاوره برای درمان زود انزالی
مشورت با یک در مانگر جنسی، روانشناس، یا روان پزشک می تواند مفید واقع شود؛ اگر پزشک یا اورولوژیست نتواند درمان موفقی را انجام دهد، یا زمان مورد نیاز برای بررسی مسائل روان شناختی و پیاده سازی روش های رفتاری مانند فشارخون را نداشته باشد. اگر مراقبت های اولیه پزشک یا اورولوژیست برای درمان زود انزالی نا آزموده و نامساعد باشد ، بزودی نیاز به مراجعه به یک درمانگر جنسی، روان شناس یا روان پزشک آشکار خواهد شد.

بعضی از پزشکان درمان های دارویی را نسبت به درمان های رفتاری راحت تر اجرا می کنند. بطوریکه در مورد یک عارضه پزشکی، باید به بیمار تمام گزینه های کار آمد پزشکی ارائه داده شود و پزشک برای ارجاع هر گزینه ای که در نظر گرفته شده، به حمایت های تخصص یافته تری نسبت به دیگر روش ها نیاز دارد.

برای مردانی که ممکن است به دلیل انزال زود رس، دچار آزردگی هیجانی و ناراحتی است، بهتر است که به یک متخصص بهداشت روانی مناسب ارجاع داده شوند. تشخیص و درمان عوامل مختلف روانشناختی که بعضا به هنگام انزال زود رس آشکار می شوند، فراتر از این بحث هستند.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مدیریت و درمان زودانزالی

بازدید : 8
چهارشنبه 1 بهمن 1399 زمان : 9:28

کارهای کودک را تایید کنیم یا با او قاطع باشیم؟

«دست نزن عزیزم» کافیه دیگه! مگه به تو نمی‌گم این کارو نکن! در ذهن تصور کنید که یکی از آن روزهای وحشتناک است که هرگونه ترفندهای از طرف شما بی‌اثر مانده است و هر شیطنت و آتشی که کودکتان دلش می‌خواسته، سوزانده است.
یک روز وحشتناکی را تصور کنید که ترفندهایی که به طور معمول موثر از آب در می‌آمد، بی‌اثر مانده و کودک دلبندتان به اصطلاح هر آتشی دلش می‌خواسته، سوزانده است و هر چقدر شما به او گفته‌اید «بسه دیگه! مگه نمی‌گم نکن!» گوش‌هایش به صحبت‌های شما بدهکار نیست و توجهی نمی‌کند. بالاخره از کوره در می‌روید و مقداری صدایتان را بلندتر می‌کنید و کمی تندتر با او صحبت می‌کنید؛ ولی کجاست گوش شنوا؟ جالب است بدانید از نگاه کودکتان، او توانسته به وسیله شیطنت‌های خودش، توجه شما را به سمت خودش جلب کرده و مطمئنا برایش مهم نیست که این جلب توجه از سمت شما مثبت باشد یا منفی.تایید کودک
ممکن است برخی مواقع به خودتان ببالید که چقدر خوب است که خونسردی خودم را حفظ کردم و شاید گاهی داد و فریاد هم به ذهنتان نرسد و مواردی اینچنینی را از خودتان بروز ندهید و فقط بگویید «دست نزن عزیزم»، ولی دوباره هیچ گوش شنوایی از طرف کودکتان نیست که به این حرف‌ها توجه کند. پس در نهایت چه باید کرد؟

وقتی کودک خطایی را مرتکب شد، با چه روشی با او حرف بزنیم؟
خوب است بدانید برای این‌که کودک را به سمت رفتار درست و مناسب سوق دهیم، باید اول برخورد درست و صحیح را با کودک یاد گرفت و از راه‌های خودش وارد شد. چون ندانستن و تجربه نداشتن در این زمینه، ممکن است کار دست شما بدهد و رویه و روش رفتاری اشتباه شما باعث شود که کودکتان پرخاش کند و گاهی اوقات با حرکات عجیب و پرخاشگرانه، شما را ناراحت کند.
موقعی که می‌خواهید با کودکتان حرف بزنید، باید به چگونگی و نوع صحبتتان فکر کنید، چون کودکتان غالبا به حرکات بدن، وضعیت، اضطراب، لحن و بلندی صدایتان، نگرانی و خیلی مسائل اینچنینی دقت دارند که ممکن است شما از آنها غافل بوده و زیاد به این مسائل دقت نکنید.
موقع صحبت کردن با فرزندتان سعی کنید نقش بازی کنید، یعنی همه اکثر چیزها را بزرگ جلوه دهید و در موردشان اغراق کنید. حدالامکان سعی کنید با اعتماد به نفس با او حرف بزنید. بعضی مواقع که خواسته‌های شما با کودکتان با هم فرق دارد، خودتان را شخص سوم خطاب کنید تا بتوانید از یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری کنید. به طور مثال بگویید «مامان می‌خواد دستاتو بشوره».
این موضوع را بدانید و جدی بگیرید که صحبت کردن با لحنی قاطع به طرز عجیب و معجزه‌آسایی اثر دارد و موثر واقع می‌شود. در بسیاری از مواقع صدای آرام، قاطع و حرکات مطمئنتان برای انتقال پیدا کردن پیام به فرزند شما کافی است، چون در این صورت به آنها این پیام را می‌دهد که در این زمینه‌ها خط قرمزهایی وجو دارند که او نمی‌تواند پایش را از آن‌ها جلوتر بگذارد. حتما در تمام مواقعی که با کودکتان در حالت صحبت هستید و یا با او بازی می‌کنید و حتی به او غذا می‌دهید، تمام خونسردی خودتان را حفظ کنید و هرگز از کوره در نروید، چون این کار باعث می‌شود که به مرور زمان بر روی رفتار و عملکرد کودک تاثیر منفی بگذارید و او را نیز ترغیب به این کار کنید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-کارهای کودک را تایید کنیم یا با او قاطع باشیم؟

بازدید : 7
چهارشنبه 1 بهمن 1399 زمان : 8:45

شناخت رشد جسمی کودک

برای شناخت وضعیت رشد جسمی کودک، معیارهای مراحل رشد، هرگز اصول آماری قرار نمی‌گیرد. کودک ممکن است نسبت به تاریخ سنی که توسط آن مرحله معین نشده است، بسیار جوان یا بسیار مسن باشد. بنابراین باید معیار سطح مرحله‌ای را پیدا کنیم تا بتوانیم درجه بلوغی را که کودک واقعا به آن دست یافته، تشریح کنیم. از طریق معیارهایی که برای هر دوره تعیین شده، تفاوت‌های فردی نمایان می‌شود.

در فرآیند رشد همیشه سرعت مفهوم متغیری دارد، مثلا رشد در سن 5 سالگی کند شده و از سن 10 سالگی تغییرات ناشی از رشد نمایان خواهد شد. عمل رشد به طور دائمی از بدو تولد شروع می‌شود و تغییراتی را ایجاد می‌کند که متاسفانه گاهی نسبت به این تغییرات توجهی نمی‌شود که این بی‌توجهی تاثیرات سوئی بر روی فرزند در حال رشد می‌گذارد، زیرا رشد علاوه بر تغییرات جسمی، تغییراتی در رفتار کودک نیز ایجاد می‌کند که به موازات فرایند رشد جسمی انجام می‌گیرد. البته تغییرات حاصل از رشد جسمی از محیط پیرامون کودک نیز متاثر است. مثلا رشد کودکی که در شمال کشور زندگی می‌کند، با کودکی که در جنوب کشور است، تفاوت خواهد داشت. با این وجود می‌توان گفت که کودکان نواحی مختلف جامعه از لحاظ رشد و تغییرات فیزیکی و روانی قابل مقایسه هستند.

البته مراحل رشد، مختص دسته‌بندی کودکان نیست، بلکه وسیله‌ای است که به ما امکان می‌دهد رفتار کودکان را تعبیر و تفسیر کنیم. کودک بیش از ششصد عضله متمایز دارد که او را کاملا در بر گرفته‌اند. اکثر این عضلات (پی – ماهیچه) شدیدا توسط جهت‌های قرینه و با دستگاه مفصلی و اهرمی قابل توجهی به اسکلت محکم شده‌اند. پیچیدگی سیستم عضلات ماهیچه‌ای از حد تصور فراتر است، زیرا کودک در حدود چهل میلیون تار ماهیچه‌ای دارد که هر یک از این تارها به نوبه خود از تعداد بی‌شماری رشته‌های نازک میکروسکوپی ساخته شده است که این رشته‌ها نیز به نوبه خود به رشته‌های نازک عصبی متصل می‌شوند که مایعات مغزی انتشاردهنده تحریک عصبی آنها از یک سری سلول‌های عصبی که در مغز و نخاع قرار دارند، حاصل می‌شود.

بخش اعظم این تشکیلات، در طول 10 سال اولیه زندگی ساخته می‌شود و به شکل یک فرایند منظم انجام می‌گیرد و بر اساس یک نظم دقیق ایجاد می‌شود که مراحل رشد را یادآوری می‌کند. روند این تشکیلات قبل از تولد شروع می‌شود. کودک قبل از تولدش قادر است حرکاتی انجام بدهد و وضعیت خود را تغییر بدهد (کل حرکاتی را که در طول دوره جنینی انجام می‌شود، قابل ملاحظه است.)

کمی پس از تولد، نوزاد وضعیت‌های فعالی را که چشم‌ها، سر، بازوها، پاها و بالا تنه وارد عمل می‌کند، می‌پذیرد؛ که این وضعیت کاملا منظم و هماهنگ است. این کشف قابل ملاحظه، انضباط و هم‌آهنگی وضعیت چشم‌ها، سر و دست‌ها و بدن را ایجاب می‌کند، حرکت غیر ارادی و نیروبخش گردن از دوران کودکی به عنوان منشأ ساده رشد در نظر گرفته می‌شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-شناخت رشد جسمی کودک

بازدید : 21
يکشنبه 28 دی 1399 زمان : 22:10

برای همه پیش می‌آیید که بخواهند محیط و اطرافیان خود را به گونه‌ای کنترل کند و هر کسی به روش خود این کار را انجام می‌دهد و تعجبی ندارد که کودک شما هم از همان ماههای ابتدایی زندگی خود بخواهد دیگر را کنترل کند و همه را متوجه خود کند، یکی از این راه‌ها که خیلی هم ساده می‌باشد مو کشیدن بزرگسالان به وسیله کودک. برای این عمل او دلیل خاصی وجود ندارد ولی کودک فهمیده برای جلب توجه بزرگسالان آنها را به گونه‌ای تحریک کند و مو کشیدن تنها راه می‌باشد.

محققین بر این عقیده هستند که مو کشیدن کودک همانند کلید روشن و خاموش کردن یک دستگاه برقی می‌باشد که می‌توانیم آن را کنترل کنیم، کودک متوجه است زمانی مو کسی را می‌کشد او را از انجام کاری بازمی‌دارد مثلا زمانی که اسباب‌بازیش را اگر کودکی دیگر می‌خواهد بردارد با کشیدن مو به او هشدار می‌دهد که این کار را نکند. محققین در علم مهارت شناختی کودک معتقدند که شرایط پیش‌ آمده را کنترل می‌کند. مثلا می‌توانید تصور کنید کودک همبازی او آخرین لوگو بازی را بر می‌دارد و او با کشیدن مو همبازی خود صدای او را در می‌آورد و بزرگتر‌ها را متوجه این عمل می‌کند و در این زمان بزرگترها وارد عمل شده و با یک لوگو دیگر این مسئله را خاتمه می‌دهند و همبازی او متوجه می‌شود تا دفعه دیگر هنگام برداشتن کمی فکر کند. شاید هم دیده باشید که کودک موهای خودش را می‌کشد، مطمئن او از یک مسئله عصبی است و اذیت می‌شود و اگر تلاش کردید و مشکلات پیش آمده را رفع کردید و باز هم این مسئله به دفعات زیاد و بی‌مورد تکرار شد می‌توانید به یک پزشک مراجعه کنید.

با عادت مو کشیدن چه باید کرد

باید به کودک آموزش داد که با این روش به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد و باید این رفتار بد خود را ترک کند.

هیچ وقت نباید تصور کنیم که با حواس‌پرت کردند او می‌تواند این عادت را ترک کند باید به او آموزش دهیم مثلا زمانی جهت دریافت اسباب‌بازی از همبازی خود مو می‌کشد بایستی اسباب‌بازی را از او گرفته و به دوستش بازگردانیم و بگوییم «این کار زشت است و نباید مو بکشی» همین سخن کوتاه کافی است. چون کودکان در لحظه زندگی می‌کند بلافاصله بعد از هر رفتار زشت به او سریع تذکر دهیم و با ندادن اسباب‌بازی او را متوجه کنیم که با مو کشیدن چیزی درست نمی‌شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-چرا کودکتان مو می‌کشد

بازدید : 11
شنبه 27 دی 1399 زمان : 18:05

زمانی که به گذشته خود می‌اندیشیم می‌بینیم قصه گفتن مادرها و مادربزرگ‌ها ذهن ما را نوازش می‌کرد و با زیبای‌های کلام آنها شاد و خرسند می‌شدیم و زمانی از زندگی عادی خود دور می‌شدیم و همراه کلام آنها به دور دست سفر می‌کردیم و با ذهن کودکانه خود خیالپردازی می‌کردیم. هنگامی که از مادران سوال می‌کنیم از کجا این قصه‌ها را می‌دانید، می‌گفتند مادران ما گفته‌اند؛ بنابر این نتیجه می‌گیریم که این قصه‌سرای‌ها از زمان‌های دور انسان‌ها را تحت‌تاثیر قرار داده است و هر زمانی مادری که می‌خواست کودک خودش را به آرامش برساند متوسل به قصه‌های که زبان‌به‌زبان نقل شده، می‌شد تا صنعت چاپ توانست همین قصه‌ها را جمع‌آوری کند و بصورت کتاب درآورد.

تاریخچه قصه‌‌‌گویی همواره با انسان بوده و اثرات مثبت و منفی هم به همراه داشته، گاهی یک قصه می‌تواند اثری در آینده کودک داشته باشد که ده‌ها آموزش چنین اثری را ندارند.

برخی از کودکان دارای اختلال‌های رفتاری می‌باشند. این کودکان معمولا رفتارشان با هم سن‌های خود متفاوت است و دارای ویژگی‌های خاص می‌باشند، میزان شرارت و شیطنت آنها از گروه سنی‌‌شان بیشتر می‌باشد. آنها توجه‌ای به دیگران ندارند و حقوق آنان را زیرپا می‌گذارند و به طور کلی با هر قانون و قوانین مخالفت می‌کنند. این کودک در محیط‌های اجتماعی کنترل بر رفتار‌های هیجانی خود ندارند، مثلا نمی‌توانند با هیجان‌های فرهنگی، سنتی، قومی ارتباط برخورد کرد و این گونه رفتارها در اجتماع باعث می‌شود که تاثیر منفی برای او به جا بگذارد و نتواند سازگاری با محیط را تجربه کند، و اینگونه کودکان شدیدا در معرض افسردگی قرار دارند. عدم سازگاری با محیط در کودک باعث می‌شود که کم‌کم بدرفتاری با دیگران را شروع کنند و از محیط‌های مختلف طرد شوند، و این عوامل باعث می‌شود که کودک کمتر در محیط‌های مناسب آموزشی و فرهنگی قرار بگیرد و هر روز وضعیت کودک ناهنجارتر می‌شود و حتی بزرگترها هم تحمل ندارد و متوسل به تنبیه کودک می‌شوند.

قصه‌درمانی را نمی‌توان به عنوان یک روش درمانی محسوب کرد، در قصه‌درمانی می‌تواند خیلی نامحسوس کودک را همراهی کند که ادبیات و روش زندگی خود را تغییر دهد و رفته‌رفته خود را در آن قصه‌های شیرین ببیند و از کجروی‌های زندگی خود را تغییر دهد و از آن قصه‌ها روش‌های جدید چگونه زندگی کردن را می‌آموزد بدون آنکه به او امر شود و او یاد می‌گیرد که چگونه با دیگران روابط اجتماعی و خوب را برقرار کند. بیشتر کودکان از شخصیت‌های قصه‌ها و افسانه‌ها تاثیر می‌پذیرند و خود را در آنها می‌یابند و سعی می‌کنند به شخصیت آن افراد نزدیک شوند و در رفتارهای خود را اصلاح می‌کنند، قصه تقویت قدرت فهم و بیان، پرورش خلاقیت، آموزش زبان و افزایش گنجینه واژگان کودکان نیز از دیگر تأثیرهای آموزشی و تربیتی داستان‌سرایی به‌‌شمار می‌روند.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-درمان روانشناختی کودکان با قصه‌درمانی

بازدید : 27
جمعه 26 دی 1399 زمان : 22:26

اولین کلمه ای که بچه بر زبان می آورد چیست؟
احتمالا همان کلمه ای باشد که به وسیله ی آن مادرش را صدا می زند. ممکن است فکر کنیم که فهمیدن کلمه «ماممان» کار آسانی باشد؛ اما حقیقتا پروسه ی پیچیده ای جهت یادگیری این کلمه وجود دارد. حالا این پروسه را به صورت گام به گام برای شما بازگو می کنیم.

زمانی که بچه به دنیا می اید، مغز او مانند برگی سفید و نانوشته است و هیچ چیز در آن وجود ندارد. بخش های مختلف مغز که حواس چندگانه را می فهمند و هنوز چیزی را دریافت نکرده اند. صحیح است که چشم های بچه باز است، اما رشته عصبی که چشمان او را به مغز متصل می کند، همچنان تکامل نیافته است؛ به این دلیل مغز او قادر نیست که چیزی را ثبت کند.

بنابراین بعد از یکی دو ماه که این عصبها رشد یافت، بچه می تواند مادرش را ببیند.

به خاطر تکرار چیزی، مرکز حافظه جهت مرئیات، در مغز بچه رشد می کند. برخوردهای پی در پی وی با مادرش، مکررا ادراکاتی را برایش به وجود می آورد؛ ادراکاتی که همگی در همان مرکز ثبت خواهند شد.

در این مرحله است که کودک می تواند مادر خودش را بشناسد.

زمانی که مادر متوجه می شود که کودکش این مرحله از رشد را پشت سر گذاشته است، شروع می کند که خود را برای کودک معرفی کند؛ یعنی برخی اوقات و گاه و بی گاه به خودش اشاره می کند و به کودک می گوید «مامان» یا «مادر».

در شروع بچه نمی تواند بشنود؛ اما همچنان که عصبهایش تدریجا رشد پیدا می کند؛ قادر به شنیدن می شود. در این زمان به خاطر تکرار، مرکز حافظه ی او برای شنیدن، در مغز او پیدا می شود و به مرور معنی کلمه «مامان» را می فهمد و معنی آن را خوب به ذهن خود می سپارد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-کودک به چه روشی زبان باز می کند؟

بازدید : 23
جمعه 26 دی 1399 زمان : 22:00

عزت نفس: چگونه به کودکان و نوجوانان کمک کنیم که تصویر بهتری از خود داشته باشند.
عزت نفس یکی از مهم ترین و اساسی ترین کلید های رسیدن به موفقیت است. رشد سطح عزت نفس و اعتماد به نفس درکودکان و نوجوانان برای دستیابی به احساس شادی و موفقیت در زندگی بسیار مهم است. این مقاله قصد دارد که مهم ترین معانی و اصولی که باعث دستیابی کودک شما به عزت نفس می شود را ارائه کند. این مقاله هم چنین مقالات و محصولات دیگری که می توانددر این زمینه به شما کمک کننده باشد را نیز معرفی می کند.

عزت نفس چونگی احساس ما در مورد خود است، و رفتارهای ما به طور و واضح و آشکار انعکاس دهندۀ احساسات درون ماست. برای مثال کودک و یا نوجوانی که عزت نفس بالایی داشته باشد قادر خواهد بود:

به طور مستقل و بدون وابستگی به دیگران کارهای خود را انجام دهد.
از مسئولیت فرار نمی کند و آنها را می پذیرد.
تحمل شکست را دارد و به راحتی ناامید نمی شود.
وظایف جدید را می پذیرد و تونایی های خود را به چالش می کشد.
احساسات منفی و مثبت خود را کنترل می کندو در برابر انها ضعف نشان نمی دهد.
به دیگران پیشنهاد کمک می دهد و از این کار دریغ نمی کند.


در مقابل کودکانی که عزت نفس پایینی دارند رفتارهای زیر را از خود بروز می دهند.
از تجربه کردن اتفاقات جدید خودداری می کند.
احساس می کنند که کسی آنها را دوست ندارد و دیگر افراد نمی خواهند که با او باشند.
دیگران را به خاطر کمبودها و شکست های خودشان سرزنش می کنند.
از نظر احساس متفاوت عمل می کنند و یا حداقل وانمود می کنند که متفاوتند
از اینکه در کوچکترین کارها هم شکست بخورند به شدت احساس ناامیدی می کنند و تحمل آن را ندارند.
از استعدادها و توانایی های خودشان استفاده نمی کنند و از آنها دست می کشند.
به راحتی تحت تاثیر جریان غالب قرار می گیرند و عقاید مستقل از خود ندارند.
والدین بیش از هر شخص دیگری می توانند عزت نفس افراد را در زندگی افزایش دهند و البته این کار، به هیچ عنوان کار سختی نیست. در واقع بسیاری از پدر و مادرها حتی بدون اینکه متوجه شوند رفتارها و حرف های آنها چه تاثیری در کودک و یا نوجوانشان می گذارد این کار را انجام می دهند. در زیر ما پیشنهاداتی ارائه می کنیم تا شما با انجام آنها بتوانید سطح عزت نفس رادر کودکان و یا نوجوانتان بالا ببرید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-فعالیت هایی که باعث افزایش عزت نفس در کودکان می شود

بازدید : 30
چهارشنبه 24 دی 1399 زمان : 21:51

“خلاقیت مستلزم رفتن به جاییست که تاکنون هیچ کس دیگری به آن وارد نشده است. شما باید شهر امن و راحت خود را ترک کنید و برای کسب بینش و بصیرت به بیابان بروید. آنچه که شما کشف می کنید خارق العاده خواهد بود: شما در واقع خودتان را کشف می کنید”-آلن آلدا-

آیا شما به اینکه فرزندتان به بالاترین درجه خلاقیتش برسد علاقه مندید؟مسیر رسیدن به تفکرخلاقانه مسیر مستقیمی نیست،اما نشانه هایی و جود دارد که می تواند به ما در پیمودن راهمان کمک کند.

دراینجا ده راه برای بالابردن خلاقیت کودکان ارائه شده است:
1-اجازه اشتباه کردن بدهید:
کارول داوک، پژوهشگر استفورد و نویسنده:”طرز تفکر،روانشناسی جدید موفقیت” بیان می کند که بچه هایی که از شکست می ترسند، به احتمال کمتری به صورت خلاقانه فکر می کنند.اگر فرزند شما وقتی که اشتباهی می کند ناامید می شود، سعی کنید به او چنین چیزی بگویید:”ما چطور می توانیم نتیجه را تغییر دهیم؟” یا “تو چطور می توانی دوباره آن را انجام دهی؟”.من دوست دارم همانطور این امر را شکست رو به جلو بنامیم و به اشتباهات به عنوان فرصت مناسبی برای رشد بجای شکست نگاه کرد، به این قضییه بپردازم.

2-کثیف کاری کنید:
بسیاری از ما یک فضای تمیز را دوست داریم و وقتی شرایط از دستمان خارج می شود و الودگی به بار می اید احساس ضعف می کنیم. با این حال، وقتی که بچه ها در حال انجام فعالیت خلاقانه هستند، کثیفی و آلودگی به سرعت می تواند زیاد شود. دفعه بعدی که کودکتان می خواهد نقاشی کند یا می خواهد یک کیسه از گلوله های پنبه ای را درتمام زمین پخش کند، اتاقی را برای انجام این کارها او فراهم کنید (و یا مکانی دربیرون برای او فراهم کنید). شما ممکن است بشدت مخالف کثیفی باشید، اما مزایای خلاقیت از این ناراحتی موقت بیشتر است.

3-تلاش را تحسین کنید:
ما همه درمورد اینکه پاداش چطور می تواند مانع تفکر مستقل یک کودک شود، زیاد شنیده ایم. در کتاب کوهن: “مجازات شدن توسط پادشاهان نوشته شده: با اعطای ستاره های طلا، طرح های تشویقی، تمجید و ستایش، وامثال اینها مشکل به بار می آید به طوری که پاداش ها، منجر به افزایش انگیزه مردم برای کسب پاداش های بیشتر می شود”(آنچه که مردم به خاطرش کار درستی انجام میدهند پاداش است و نه تحول درونی خودشان).

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-ده روش برای افزایش خلاقیت کودکان و نوجوانان

بازدید : 35
چهارشنبه 24 دی 1399 زمان : 18:37

ممکن است عجیب به نظر برسد که بچه هایی که به دیگران صدمه می‌زنند بچه هایی هستند که در واقع ترسو هستند!

ترس‌هایی که منجر به ایجاد مشکل در کودک آسیب رسان می شود، معمولا ریشه در تجارب ترس اولیه در زندگی اش دارد، با وجود اینکه کودک به هیچ وجه ترسو به نظر نمی رسد!

کودک وحشت زده برای مدیریت ترسش، رفتارهای پرخاشگرانه ای را تولید می کند که این رفتارها هر زمانی که او احساس تنش کند، شعله ور می شوند. به جای گریه یا صحبت کردن، وقتی که از چیزی می‌ترسد، وحشت زده و هول می شود، و این امر ترسش را تشدید می کند طوری که نمی تواند درخواست کمک کند.

به منظور کمک به یک کودک ترسو، لازم نیست که حتما دلیل ترسو بودنش را بدانید. آنچه که لازم است انجام اقداماتی برای افزایش حس ایمنی اش و برقرار کردن ارتباط با شماست، چه پدر مادر او باشید چه یک مراقب و یا یک دوست محبوب او. همچنین شما باید اقداماتی برای جلوگیری از هرگونه اسیب رساندن تکانشی او به دیگران انجام دهید.

همانگونه که شما با او ارتباط برقرار می کنید و از او محافظت می کنید، کودک احساسات اتشینی که وی را به کتک زدن سوق می دهد با شما در میان می گذارد. گوش دادن به احساسات یک کودک در حالی که مانع از آسیب رسانی او به شخص دیگری می شوید، به او اجازه می دهد تا ترس های پنهانش را آزاد کند. بنابراین او آرام می شود و به دیگران به عنوان دوستانش نگاه می کند نه به عنوان یک تهدید. در زیر روش هایی برای مقابله با این رفتارهای ذکر شده اند:

اول، یک ارتباط قوی تر بسازید:
فرصت هایی را برای ارتباط بیشتر و کامل تر ایجاد کنید. صرف کردن زمان های خاص برای او ابزاری است که برای ایجاد ارتباط،ایده آل است. اگر او بچه خودتان است، تلاش کنید که یک زمان خاص کوتاهی را در همان اوایل روز به او اختصاص دهید، شاید به محض بیدار شدن، به طوری که کودک شما روز را با پیشنهاد شما درباره ی آنچه که او می خواهد برای 5 یا 10 دقیقه اول روز انجام دهد، آغاز کند. این کار را با صمیمیت انجام دهید، با مهربانی به او توجه کنید.

این کمک می کند که یک کودک بفهمد که برای شما مهم است، حتی با وجود خواهر و برادرهای دیگر، یک برنامه ی صبحگاهی و یا تماس های تلفنی در ابتدای روز که شما باید به آنها هم بپردازید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-توقف کتک زدن بچه های دیگر

بازدید : 31
سه شنبه 23 دی 1399 زمان : 0:07

«بازی کار کودکان است» ماریا مونتسوری

بازی برای رشد سلامت کودکان و نوجوانان ضروری می باشد. تحقیقات نشان داده است که 75 درصد از رشد مغزی پس از تولد رخ می دهد. فعالیت هایی که کودکان درگیر آنها می شوند باعث تحریک و تاثیر بر روی الگوهای ارتباطی سلول های عصبی مغز آنها می شود. این روند در رشد حرکتی ظریف و درشت، زبانی، اجتماعی شدن، خود آگاهی، بهزیستی هیجانی، خلاقیت، حل مسئله و یادگیری مهارت ها تاثیر می گذارد.

بیشترین نقشی که بازی می تواند در کودکان داشته باشد این است که کودکان را برای تصمیم گیری و تمرین فعالیت هایی که باعث تسلط آنها می شود فعال نگه می دارد. آنها باید تجربه ای از طیف گسترده فعالیت ها (هنر، موسیقی، زبان، علم، ریاضیات، روابط اجتماعی) را داشته باشند زیرا هر یک از آنها برای رشد مغز یکپارچه و پیچیده کودکان مهم هستند. بازی می تواند بین توانایی حسی- حرکتی، شناختی، اجتماعی- عاطفی ارتباط برقرار کرده و محیطی ایده آل برای رشد مغز فراهم سازد.

ارتباط بازی و رشد کودکان

بر طبق نظریه ی مونتسوری ابعاد ضروری بازی عبارتند از:
داوطلبانه، لذت بخش، هدفمند و خود به خود باشد
توسعه ی خلاقیت کودکان در مهارت حل مشکلات، مهارت های اجتماعی، مهارت های زبانی و مهارت های جسمی.
کمک به رشد خلاقیت و ایده های نو در کودکان
کمک به کودک برای انطباق با جامعه
کمک به کودک برای کنار آمدن با مشکلات عاطفی

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-ارتباط بازی و رشد کودکان

تعداد صفحات : 31

درباره ما
آمار سایت
  • کل مطالب : 563
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 30
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 3303
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 8597
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 45841
  • بازدید ماه : 179089
  • بازدید سال : 179089
  • بازدید کلی : 1645023
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی